اعـتــراف

خدایا....

میخواهم اعتراف کنم!

خسته ام....

من امانت دار خوبی نیستم...

"مرا" از من بگیر...

مال خودت..

من نمیتوانم نگهش دارم...

/ 10 نظر / 5 بازدید
مجتبی

منم همینطورم شایدم بودم

فقط من!

در زندگی اجتماعی غیر ممکنه که انسان همه نیاز هاش رو خودش مرتفع کنه و خواهی نخواهی باید بخشی از احتیاجاتش رو با ارجاع به دیگران مرتفع کنه... سخت نگیر ولی تلاشت قابل تقدیر و احترامه... موفق باشی [قلب]

انسان

[گل][دست][دست][دست][دست]چقدر زیبا ...ووووووووووووای....[دست][دست][دست][دست][دست][دست]

زهرا

سلام بر کوه استوار من تا اواخر هفته آینده شرایطم باعث میشد که نتونم پستی تو وب بذارم، اما متنی که نوشتی دلمو لرزوند. امروز حتما میرم تو وبلاگم مینویسمش...لطفا، بنویس و جایی قرارش بده که هر روز ببینی و بخونیش

رضا.م

روشن است که خسته ام زيرا آدميان در جايي بايد خسته شوند از چه خسته ام ، نمي دانم دانستنش به هيچ رو به کارم نيايد زيرا خستگي همان است که هست سوزش زخم همان است که هست و آن را با سببش کاري نيست آري خسته ام و به نرمي لبخند مي زنم بر خستگي که فقط همين است در تن آرزويي براي خواب در روح تمنايي براي نينديشيدن[ناراحت] فرناندو پسوآ

انسان

[قلب][قلب][گل][گل]صبحت بخیر وشادی....[چشمک]

نغمه

دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تَنِش جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد مثلا آغوش خدا... !

فقط من!

سلام گاهی وبلاگت رو باز میکنم و به خودم اجازه میدم حرف دلم رو با نوای آهنگ وبت زمزمه کنم... متشکرم عزیزم[قلب]

انسان

[قلب]سلام...صبح بخیر...[گل][گل]