آیینـۀ دنـیا

 

نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم خواهد رفت

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ست

تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی...

آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد

گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!

بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!

ظرف این لحظه ولیکن خالی ست

ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود

غم که از راه رسید، در این خانه بر او باز مکن

تا خدا یک رگ گردن باقی ست

تا خدا مانده به غم وعده این خانه مده


"کیوان شاهبداغی"


(<script language='javascript' type='text/javascript'>document.write(get_cc(13676999))</script>)

شـده حـکایت مـن ....

بعضی از آدما تو زندگی، مثل چسب زخم میمونن. همیشه برای آرام کردن و تسکین بقیه حضور دارن و دریغ نمیکنن، ولی وقتی خودشون نیاز به دلداری و تسکین دارن، هیچ کسی پیدا نمیشه...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

* خودم میدونم که چسب زخم هیچ وقت زخم نمیشه و نیاز به  تسکین نداره، این فقط یه تشبیه بود.از خود راضیعینکنیشخند

* بعضی از افراد هم فکر می کنن بقیه چسب زخمن و هیچ وقت آسیبی نمیبینن.ناراحت


(<script language='javascript' type='text/javascript'>document.write(get_cc(13608196))</script>)

جمـلاتی تأمـل انگیـز...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


(<script language='javascript' type='text/javascript'>document.write(get_cc(13587664))</script>)